الفيض الكاشاني

131

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

زاهد است . و اگر تمام مالهاى روى زمين را رها سازد و قصدش خدا نباشد زاهد نيست . » پس بايد تمام حركات و سكنات تو براى خدا و منحصر به عبادت يا به كارى باشد كه در عبادت به تو كمك مىكند . زيرا دورترين حركتها از عبادت خوردن و قضاى حاجت است و هر دو به عبادت كمك مىكنند و هرگاه مقصودت از آن دو عمل يارى جستن بر عبادت باشد براى تو عبادت به شمار مىرود همچنين شايسته است كه نيّت دربارهء هر چه تو را حفظ مىكند مانند لباس و فرش و ظرف ، چنين باشد ، زيرا تمام اينها از چيزهايى است كه گاه در دين مورد نياز است و بايد قصد انسان در مازاد بر نيازش نفع بردن بندگان خدا باشد و هرگاه بنده‌اى به آنها نياز داشت نبايد او را منع كند و هر كس آن كار را بكند از مال كه مانند مار است پادزهر گرفته و از زهرش پرهيز كرده و بسيارى مال به او ضرر نمىرساند . امّا اين كار فقط براى كسى ممكن است كه در دين ثابت قدم و علمش در دين زياد باشد و شخص عامى هرگاه خود را در بسيارى مال شبيه به عالم سازد و گمان كند كه به صحابه ثروتمند شبيه است ، كار او همانند كار كودكى است كه مىبيند شخص نيرومند ماهرى مار را مىگيرد و در آن تصرّفاتى مىكند تا پادزهر آن را بيرون بياورد . كودك به او تأسّى مىجويد و بىدرنگ مار او را مىكشد . با اين تفاوت كه كشتهء مار مىداند كه كشته چيست و كشتهء مال گاه نمىداند كه كشته چيست ، زيرا دنيا به مار تشبيه شده و گفته‌اند : هى دنيا كحيّة تنفث السّم و ان كانت المجسّة لانت « 138 » همانطور كه محال است نابينا در پيمودن قلّه‌هاى كوه و كرانه‌هاى دريا و راههاى خاردار شبيه به شخص بينا شود همچنين محال است كه شخص عامى در داشتن مال شبيه به عالم كامل شود .

--> ( 138 ) دنيا همانند مارى است كه زهر از دهان مىريزد اگر چه بدنش نرم است .